X
تبلیغات
رایتل

 

ورزش بعنوان عاملی برای سلامت جسم و سلامت  روح  تعریف  شده  است ،  که  تن سالم ، روان  سالم  و افراد  سالم  می سازد.اخلاق از مهمترین  بخش های سلامت روح وروان است  که  رابطه ای مستقیم با ورزش دارد.

نقش ورزش در اخلاق:

         ورزش پتانسیل درونی افراد را به نحوی خود خواسته و ارادی و لذت بخش تخلیه می کند و انسان تخلیه شده از شادی های درونی احساس آرامش می کند.

         ورزش تندرستی را جایگزین رخوت و بی تحرکی می کند

         ورزش بیمار یهای ناشی ازعدم تحرک رااز ورزشکاردور می کند

         ورزش سر گرمی بسیار مفرحی است که جلوی خیلی از انحرافات و مفاسد اجتماعی را می گیرد ویا مجال پرداختن به آنها رانمی دهد.

         وقتی نشاط و تفریح سالم و واقعی در مسیر مردم بویژه نسل جوان قرار گرفت نشاط های کاذب ومجازی مقبولیتی نخواهد داشت.  

 

نقش ورزش در اجتماع(اخلاق اجتماعی)

  1. افزایش وحدت اجتماعی و همکاری در بین افراد جامعه
  2.  سبب گسترش هویت جمعی و افزایش همبستگی اجتماعی
  3. سبب تشویق افراد برای بهترین بودن در جامعه
  4. سبب ایجاد اشتغال و درآمد های جدید
  5. سبب افزایش سطح سلامت در جامعه

ورزش حرفه ای ، تجارت یا اخلاق:

با حرفه ای شدن ورزش و تزریق سرمایه به آن عملا به عنوان یکی از مشاغل پردرامد برای جوانان محسوب می شود، حال در دنیای حرفه ای ورزش، رقابت در اولویت تمامی ارکان قرار می گیرد. و باید جهت بعد اخلاقی آن برنامه ریزی دقیق کرد و تلاش کرد که ناپاکی ها درون ورزش قهرمانی رسوخ نکند.

نقش ورزشکاران با اخلاق در جامعه

         ورزشکاران با اخلاق از محبوبیت بالایی در بین مردم بر خوردارند و جایگاه خاصی  رادر نزد هواداران خود پیدا می کنند ،  و الگوی بسیاری از نوجوانان  وجوانان محسوب می شوند، بطوریکه  برخی از مربیان درکلاس های آموزشی  از آنها بعنوان یک الگوی مناسب استفاده می کنند.

         بنابراین ورزشکاربا اخلاق  نه  تنها درعرصه ورزش دارای جایگاه خاصی  است  بلکه  برای سلامت  یک  جامعه  نقش بسیار مفیدی  دارد و بعنوان یک معلم از راه دوردرحال تعلیم دادن به شاگردانش می باشد.

بدیهی است هر چقدر که اخلاق نقش موثر و مفیدی در بهبود ورزش دارد، رفتار بد وبد اخلاقی نقش منفی مخرب بر عملکرد ورزشی دارد.

آثار بد اخلاقی در ورزش

1-     کاهش عملکرد ورزشکار    

2-     کاهش عملکرد تیمی

3-     کوتاه بودن دوران بازیگری

4-     منفور شدن نزد اذهان عمومی

5-     الگوی نامناسب برای نوجوانان

6-     تاثیرات منفی بر جامعه

در انتها به عوامل تأثیر گذار بر اخلاق در ورزش اشاره می شود:

1-     تربیت فردی الف)دین و مذهب ب )خانواده ج )محیط آموزش

2.       نوع ورزش :هر چه خشونت در ورزش بیشتر ؛ اخلاق پائینتر

3.       مهارت در ورزش : هر چه قدر مهارت بیشتر ؛اخلاق بیشتر

 

چه باید کرد؟

هر ورزشکار، قهرمان، مربی و مدیر ورزشی باید آگاه باشد که تمام تلاش ها و کوشش ها در ورزش اهداف اجتماعی و فرهنگی را دنبال می کند و دلیل و بهانه تمام این تلاش ها توسعه اخلاق است. قهرمانی، پیروزی و برد تا جایی ارزشمند است که هدف اصلی ورزش یعنی « اغنای فرهنگی جامعه » را دنبال کند.

بدانید که قهرمان شدن و بر سکوها ورزشی تکیه زدن به تنهایی هدف نیست بلکه وسیله ایست برای رسیدن به آرمان های اخلاقی اجتماع.حال که ورزش را به عنوان یکی از کارآمد ترین ابزار های جامعه در اصلاح فرهنگ و رفتار شناختیم باید از جایگاه و وظایف خود در این بخش به عنوان ورزشکار، مربی، سرپرست و مدیر آگاه باشیم. در این قسمت از اجتماع که رسالت فرهنگی به دوش دارد شما به عنوان اشخاص مطرح و صاحب منسب در واقع پرچم داران و طلایه داران فرهنگی و اخلاقی شناخته می شوید. ورزش عرصه ایست که نگاه ها به آن دوخته شده است و همه رفتار ها وعملکرد های شما زیر ذره بین نگاه انسان های جامعه است.

هرگونه رفتار ناشایست و نابجا اثرات مخربی بر جایگاه شما و حتی فرهنگ جامعه دارد. ورزشکار   بی اخلاق محبوبیت و مقبولیت خود را از دست می دهد و به تدریج از صحنه ورزش محو می شود.به عنوان یک مربی و یا ورزشکار باید بدانید که هرچه موفقیت بیشتری کسب می کنید انتظارات و توقعات جامعه و مردم از شما بیشتر می شود و کودکان و نو جوانان بیشتری از شما الگو می گیرند و می توان گفت:(یک قهرمان واقعی معلم اخلاق است)

انتظارات اخلاقی از ورزشکاران:

احترام به مربی، هم تیمی، داور، حریف، تماشاچیان و پیشکسوتان، تواضع و خشوع، انتقال آموزه های اخلاقی به تازه کار ها، رعایت ادب و شئونات فرهنگی و شرعی، کنترل خشم و پرهیز از خشونت، احترام به قوانین بازی، پوشش مناسب متناسب با هنجار های اجتماعی، دوری از دوپینگ و بازی ناجوانمردانه، رعایت مسائل محیط زیست و ....

انتظارات اخلاقی از مربیان :

احترام متقابل به ورزشکاران، آموزش پیگیر و مداوم اخلاق، پایبندی به ارزش ها، عدالت رفتاری، توجه به جوان تر ها، احترام به شاگردان و تماشاچیان و پیشکسوتان، عفو و گذشت، مبارزه با دوپینگ، جلوگیری از خشونت، پرهیز از نتیجه گرایی صرف، رفتار صحیح مالی.

انتظارات از مدیران ورزشی:

خواسته های معقول و اخلاقی، حل بحران های مقطعی، انصاف در رفتار، احترام به ورزشکاران و مربی، انتقاد پذیری، ایجاد جو خدمت، حمایت های روانی، اعتماد به جوانان، پیش دستی در امور خیر، تعیین آرمان های اخلاقی در تیم، وضوح و شفافیت مالی ومبارزه با رشوه خواری و تجارت گرایی منفی...

انتظارات اخلاقی از پیشکسوتان :

در مورد پیشکوتان عزیز باید گفت که هر چند که دوره قهرمانی و حرفه ای ایشان به اتمام رسیده اما همچنان رسالت های اجتماعی و اخلاقی ناشی از ورزش را به دوش می کشند. مهم ترین وظایف پیش کسوتان در ورزش آموزش جوان تر ها ، انتقال آموزه های اخلاقی، میانجی گری در مشکلات و بحران ها، حمایت و کمک های روانی و ...است.

وظایف نهاد های ورزشی در حوزه اخلاق :

نهاد های ورزشی همچون تیم ها، هیات ها و فدراسیون ها بار سنگینی را در حوزه اخلاق به دوش   می کشند. مهم ترین وظیفه و مسئولیت ایشان در این حوزه ارائه آموزش های لازم است. این نهاد ها می بایست با تشکیل کمیته ها و کمیسیون های اخلاقی به تشویق و پشتیبانی از رواج دادن اخلاق در ورزش و آموزش جوانان از طریق ورزش که تلاش شود که روح بازی جوانمردانه در ورزش رواج یابد و خشونت ممنوع شود و با هرگونه استفاده سیاسی و تجاری از ورزش و ورزشکار مقابله کند.

اگر ورزش را به عنوان یک پیشه و حرفه در نظر بگیریم اخلاق ورزش گونه‌ای، اخلاق حرفه‌ای است. به تعبیر دیگر همانطور که ما در پزشکی، مهندسی، تجارت و اقتصاد نیاز به پیروی از هنجارهایی داریم، ضرورت پیروی از هنجارها در اینجا هم حس می‌شود.

عده ای شعار ورزش قهرمانی را برترین، بهترین، سریعترین و چابکترین و .. ذکر کرده اند. ورزش قهرمانی بخشی از منظومه کلان تری است که جهان ما را در بر گرفته و آن اقتصاد آزاد نام دارد. در این گستره هر کسی باید کالاهای خود را عیان کند و برترین کالا طبیعتاً ارج و قرب بیشتری دارد.

در این میان نیرو و توان و بدن انسان هم به عنوان یک کالا که باید ارزیابی شود مورد توجه قرار می گیرد. از الزامات ورزش قهرمانی، آوردن حداکثر فشار و انرژی برای ثبت استاندارها و معیارهای بهتر است. اما پرسشی مهم در اینجا سر بر می آورد و آن این است که چه محدودیتهای اخلاقی در این زمینه باید وجود داشته باشند. این محدودیتها نه تنها باید مورد توجه قهرمانان قرار گیرند که نهادها و نظامهای ورزشی هم باید بدانها عطف توجه نشان دهند.

نهادهای قانونی ورزش با نظارت شدیدی بر افراد و نهادهایی که می توانند از مواد نیروزا استفاده کنند سعی می کنند یک مانع حقوقی برای سوء استفاده از قوانین و میلی سرسام آور که برای پیروزی وجود دارد پیدا کنند. از سوی دیگر تکنولوژی جدید بسیار به مدد ورزش آمده تا خطاهای انسانی و همچنین سوء استفاده هایی که می توانند صورت گیرند به حداقل ممکن خود برسند. این اما همه ماجرا نیست.

اولاً موضوع اخلاق رابطه است و رابطه صرفاً رابطه با رقیب محسوب نمی‌شود. موضوع اخلاق رابطه با هم تیمی و حتی با خود هم هست. هیچ قانونی ورزشی نمی تواند به یک بازیکن فوتبال بگوید چگونه با یار خودی رفتار کند و چگونه حب و بغضهای شخصی را در رابطه ای ورزشی و انسانی که با هم تیمی اش دارد دخالت ندهد.

از سوی دیگر معرفت اخلاقی علاوه بر آنکه از جنس ارتباط است از جنس معرفت هم هست یعنی چیزی بر معارف ما می‌افزاید. اینکه در یک مسابقه تنها یک تیم قهرمان می شود و اینکه ورزش علاوه بر قهرمانی کارکردهایی دیگر برای سلامت روح و جسم دارد و اینکه ورزش یک زندگی فشرده شده است همه معارفی هستند که هرچند تأثیرات اخلاقی زیادی دارند اما بیش و پیش از آن، اینها بر معرفت ما می افزایند. معرفتی که بسی به کار ما می آید.

ورزش غیرحرفه ای البته شاید به اندازه ورزش حرفه ای به اخلاق ویژه نداشته باشد. اخلاق حرفه ای اخلاق یک پیشه و یک حرفه است و همانطور که تجارت، اقتصاد، فکر ، تکنولوژی، پزشکی و رسانه نیز به اخلاقی خاص خود نیاز دارند ورزش حرفه ای نیز بدین اخلاق نیاز دارد. در این میان دغدغه متفکران اخلاق ورزش حرفه ای آن است که به معیارها و کدهایی اخلاقی توسل جویند که میان همه فرهنگها و هویتها مشترک است هرچند که پاره ای معتقد هستند این امید را باید کمرنگ کرد چرا که تفاوتهای فرهنگی تأثیر خود را بر تفاوتهای معیارهای اخلاقی ورزش حرفه ای هم خواهند گذاشت.

با این همه مدافعان یک اخلاق ورزش حرفه ای عام و جهانشمول تأکید دارند اگر معیاری بتواند این جهانشمولی را به وجود آورد همان قاعده طلایی است. بر طبق این قاعده کاری را که نمی خواهی با تو بکنند با دیگری مکن. به نظر این افراد این قاعده است که نه تنها همه ورزشکاران حرفه ای باید بر طبق آن رفتار کنند که اینگونه هم رفتار می کنند.

به طور مثال اگر فوتبالیستها از قاعده بازی جوانمردانه پیروی می کنند مبتنی بر قاعده طلایی از آن پیروی می کنند. این قاعده با گونه ای فایده گرایی هم قابل توجهی است. اینکه اگر تو به این حرکت دست نزنی طرف مقابل تو هم همین شیوه را اتخاذ خواهد کرد.

فعال اخلاقی ارزشمند، برتر از ارزش های مادی است؛ به گونه ای که هر انسانی در برابر آن خضوع و احترام می کند، هر چند خود نتوانسته باشد بدان­ها عمل کند؛ به همین جهت، باید گفت: تمام آنچه در اخلاق عمومی وجود داشته و متناسب و قابل پیاده شدن در میادین ورزشی بوده، باید مورد عمل قرار گیرد.

به دیگر سخن؛ یک ورزشکار، علاوه بر جسم، به روح توجه نماید؛ زیرا میان تن و روان ارتباط نزدیکی وجود دارد، بدین جهت در اسلام، تنها به تربیت و پرورش جسم توجه نشده، بلکه به موازات جسم، به روح نیز توجه شده و دستورات فراوانی در زمینه تربیت و تقویت آن آمده است؛ مانند: روزه، نماز، دعا و ... و گرنه پرداختن به جسم به تنهایی دارای ارزش انسانی نبوده و انسان را از محدوده حیوانیت خارج نمی کند.

امام خمینی (ره) با تأکید بر این دو اصل اساسی، در دیدار با ورزشکاران می‏ گویند: «ورزشکاران، به همان صورتی که ورزش جسمی دارند، ورزش روحی هم داشته باشند. از قدیم ورزشکاران ایران، به یاد خدا و علی (ع) بوده‏اند و این از برجستگی‏های آنان بوده است».

نکته مهم در این جا، این است که، هرکدام ازسازمان ورزشی و ورزشکاران باید به وظایف اخلاقی خود آشنا بوده و آن را به تناسب در میادین ورزشی بکار ببرند؛ زیرا اگر سازمان ورزشی دارای قوانین و منشور اخلاقی نباشد، یک ورزشکار هم نمی تواند به وظایف خود آشنا بوده و خود را در زمینه ورزش متخلّق به اخلاق نماید.

در نوشتار حاضر، به برخی از وظایف و فضایل اخلاقی که یک ورزشکار باید آنها را در میادین ورزشی رعایت کند، اشاره می شود:

یک. جهاد با نفس امّاره: یعنی، مبارزه با هوا و هوس­های شیطانی که آدمی را به سوی گناه و معصیت فرا می خواند. یک ورزشکار باید همانند هر انسان دیگری- با این هوس­های شیطانی مبارزه کرده و بر آنها غلبه کند.

در این باره احادیث زیادی از سوی معصومین (ع) وارد شده است که به برخی از آنها به عنوان نمونه اشاره می شود:

1. رسول اکرم (ص) فرمود: نیرومند و قهرمان کسى نیست که در کُشتى، رقیب خود را بر زمین زند، بلکه نیرومند کسى است که در موقع خشم، مالک نفس خود باشد.

2. رسول اکرم (ص) گذر کرد بر جمعیّتى که بین آنها مرد پر قدرت و نیرومندى بود که سنگ بزرگى را از زمین بر می­داشت و مردم آن را سنگ زورمندان یعنى وزنه قهرمانان مى‏نامیدند و همه از عمل آن ورزشکار قوى درشگفتى بودند. رسول اکرم پرسید: این اجتماع براى چیست؟ مردم عمل وزنه بردارى آن قهرمان را به عرض رساندند. آن حضرت فرمود: آیا به شما بگویم قوی تر از این مرد کیست؟ قوی تر از او کسى است که به وى دشنام گویند و تحمّل نماید و بر نفس سرکش و انتقام­جوى خود غلبه کند و بر شیطان خویش و شیطان دشنام‏گو پیروز شود.

3. امام علی (ع) می فرماید: هواى نفست دشمن‏ترین دشمنان تو است. کوشش کن که بر آن غالب و پیروز شوى و گر نه هلاکت خواهد کرد.

4. امام موسی کاظم (ع): پیغمبر اکرم به سربازانى که از جبهه جنگ برگشته بودند فرمود: در گشایش و رحمت باشند مردمى که جهاد اصغر را انجام داده و جهاد اکبر به عهده آنان باقى مانده است. عرض شد یا رسول اللَّه جهاد اکبر کدام است؟ فرمود: جهاد با نفس.

دو. گذشت و بخشش: یک ورزش کار، باید دارای روحیه گذشت و بخشش باشد. وقتی در اوج قدرت و توانایی بوده و بر رقیب خود برتری و پیروزی یافته، بر او سخت نگیرد و در صدد انتقام جویی و صدمه زدن به حریف برنیاید. او باید عفو و گذشت را شکرانه پیروزی خویش قرار دهد.

امام علی (ع) در این زمینه می فرماید:«و خشم خود را فرو بنشان، و هنگام توانایی [از کیفر] بگذر، و در هنگام تندخویی بردبار باش، و با وجود تسلط داشتن [از انتقام] دوری کن، تا برایت پاداش و عاقبت[نیکویی] باشد».

سه. پرهیز از تکبّر: ورزش کار، هر چند نیرومند باشد، نباید به قدرت، توان و مقاماتی که دارد مغرور شده و بر دیگران تکبّر ورزد. او باید بداند همه نیروها و توان ها، از ناحیه خداوند قادر متعال است. از این جهت است که در نماز، به هنگام به پاخاستن می گوییم: «بحول الله و قوّته اقوم واقعد».

امام حسین (ع)، وقتی به لشکر انبوهی از دشمن حمله می بردمی فرمود:«لاحول و لا قوّة الا بالله».
خداوند متعال نیز، همین مطلب را در قرآن مجید تذکر داده و می فرماید:«...أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً...»؛تمامِ قدرت و نیرو،ازآنِ خدا است.

پس دلیلی وجود ندارد که افراد نیرومند و ورزشکار به قوّت و توان خود تکبّر ورزیده و مغرور شده و خدا را از یاد ببرند، و از آن نیرو و توان خدادادی در راه های غیر صحیح استفاده نمایند.

عاقبت غرور، شکست و سقوط است، شخص مغرور و متکبّر، حریف را دست کم گرفته، احتیاط را از دست داده و در نتیجه شکست می خورد. همان طور که امام علی (ع)فرموده :«آفت انسان شجاع،ضایع کردن دوراندیشى است». و نیز: «آفت صاحب قوت و توانائى، ضعیف شمردن دشمن است».

چهار. رقابت شرافت­مندانه و جوان­مردانه: یکی از ویژگی ها در برخی از ورزش­ها «رقابت» است. در مباحث اخلاقی رقابت فرد به فرد است که اهمیت و محوریت دارد. در همین رقابت است که مهارت های جسمی و روحی، توانایی ها و هم آهنگی ها باهم جمع می شوند و موجب رشد جسمی و روحی یک ورزشکار می شود.

شکل ایده آل ورزش این مسئله را که چه رقابتی می تواند به دوستی و رفاقت بینجامد، به خوبی به نمایش می گذارد. اگر یک ورزشکار به رقیب خود تنها به عنوان یک دوست نگاه کند و بداند که قصد تخریب او را ندارد و دشمن خود تلقی ننماید، بلکه او را مانند خود، فردی دارای توانایی ها و فضایل مشابهی ببیند، این رقابت به دوستی می انجامد و دیگر «بردن به هر قیمت»، حتی با فریب کاری، میانشان در کار نیست.

فیفا یازده اصل اساسی برای عمل و رفتار تعیین نموده است که شامل:

- صداقت و رفتار اخلاقی

- احترام به دیگران

- عدم تحملِ تبعیض و آزار و اذیت

- بازی جوانمردانه

- تبعیت از قانون، قواعد و مقررات

- جلوگیری از تعارض منافع

- شفافیت و اطاعت

- مسئولیت های اجتماعی و زیست محیطی

- مبارزه علیه مواد مخدر و دوپینگ

- عدم تحمل رشوه و فساد

- ممنوعیت شرط بندی و دستکاری نتایج.

آموزه های دینی و حتی قوانین بین المللی مصوب، همه و همه راه های رسیدن به جامعه ایده آلی را برای ما گشوده اند که در آن انسان اشرفیت خود را بر تمامی مخلوقات اعلام می دارد و پیروزی مقطعی را فدای عزت می کند و پهلوانی را جایگزین قهرمانی می نماید. جامعه ای که دروغ ، کبر، ریا، حسد و کلیه رذایل اخلاقی جایی در آن ندارند و رقابت از هر نوع آن دوستی ها می افزاید و صلح می آفریند.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد